تبليغاتX
یارباوفای من
یارباوفای من

قصه ی من تو به قشنگی خیاله من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله


خدا نگه دار برای همیشه

خدا نگه دار برای همیشه سمیرا

 

 


چهارشنبه چهارم شهریور 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

با سلام خدمت تمام دوستان خوبم

ممنون از این که به وبلاگ من اومدین و با نظرات

خوبتون من رو یاری کردین که وبلاگ رو تا این حد بتونم برسونم

و از کسانی که به وبلاگم اومدن و نظر دادن ولی من نتونستم به نظراتشون

پاسخ بدم عذر خواهی میکنم

امیدوارم همیشه موفق و عاشق باشین

به امید روزی که دوباره بتونم وبلاگ رو آپ کنم

 

تا روز تیر ماه۸۹

 


یکشنبه یکم شهریور 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

درون سینه ام غوغاست

 

 

درون سینه ام غوغاست

ز اشک و آه او بی داد هاست

سراسر انتظار در چشم من ماند

و احساسم برای بودنش فریاد هاست

ز الطاف دلم با او چه گویم

که لب هایم برای گفتنش در خواب هاست

ز عشقت ، دوریت برجا نماند

که حتی دیدنت در یاد هاست

مرا با عشق خود ، ایمان بکن

که سر تاسر وجودت ایمان هاست

تقدیم به بهترینم که خودش می دونه که اندازه ی تمام ستاره ها دوستش دارم

 

 

 


دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

یه شاخه گل

یه شاخه گل

همیشه بودن یه شاخه گل

هدیه های من به تو

با پرهاش نازت بکنه

اون صورت زیبای تو

 

رنگ قرمزش مثله

لب های سرخت می مونه

سبزی برگش رو نگاه

که مثل قلبت می مونه؟

 

نکنه یه وقت خار های گل

دستت رو اذیت بکنه

یا اون چشای نازتو

با کسی قسمت بکنه

 

شبنم روی گل هنوز

لبخند داره برای تو

وقتی که افتاد رو زمین

فدا میشه به پای تو

 

برای تو کافی نیست

یه گل ، دو گل یا صد گل

چون ارزشت بیشتر از

هزار و سیصد تا گل

 

یه شاخه گل بهونست

برای دیدن تو

دوستت دارم هزار بار

همش میگم فقط تو

 

 


دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

عشق یعنی تو

عشق یعنی تو رو داشتن

عشق یعنی زندگی کردن

عشق یعنی خوشحال بودن

عشق یعنی تو رو دوست داشتن

عشق یعنی جاده ای بی انتها

عشق یعنی دستهای پاکت

عشق یعنی معنای وجودت

عشق یعنی قلب مهربونت

عشق یعنی تنها نذاشتن تو

عشق یعنی چشمای تو

عشق یعنی نگاه تو

عشق یعنی صداقت

عشق یعنی حقیقت

عشق یعنی صبر

عشق یعنی انتظار

عشق یعنی بازی

عشق یعنی عاشق بودن

پس همیشه پیشم باش چون من عاشقتم

 

 


دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

روی سکوی کنار پنجره، همه شب جای منه. 
چند ورق کاغذ و یک دونه قلم، همیشه یار منه. 
کاغذای خط خطی، از کنار در بازه پنجره....، 
می پرن توی کوچه،سرحال از اینکه آزاد شدن.، 
نمی دونن که اسیر دل سنگ باد شدن.......، 
دیگه بیداریه شب عادتمه،همدم سکوت تنهایی من.، 
تیک،تیک ساعتمه...تیک،تیک ساعتمه...... 
حالا من موندم و یک دونه ورق، که اونم از اسم تو سیاه می شه.، 

همه چیم تو زندگی، آخرش به پای تو هدر می شه... 
چشمونم فاصله رو، از پنجره دید می زنه... 
دلم اسم تو رو فریاد می زنه........، 
درای پنجره رو تا انتها باز می کنم......، 
تو خیالم با تو پرواز می کنم........، 
*!...روی سکوی کنار پنجره همه شب جای منه...!* 


 


دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

تو را روی قلبم نوشتم

 

 

مرا عهدی است با ماهی که آن ماه آنِ من باشد

مرا قولیست با جانان که آن جان جانِ من باشد

 

  

 

 


چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

برای همیشه با تو.....

برای همیشه....

 

آغوشتو بغیر من برای هیشکی وا نکن

 

  منو ازین دلخشیو  آرامشم جدا نکن

 

 من برای با تو بودن پر عشقو خواهشم

 

  واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

 

  منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

 

  بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

 

 چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه

 

  نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه

 

  فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

 

  به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار

 

  مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن

 

  فقط به من بوسه بزن به روحو جسمو تن من

 

 

 

 


چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

با من از عشق بگو...

 

 

 


یکشنبه یازدهم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

برای تو...

 

 ای که دور از من و در قلب منی باخبر باش که دنیای منی
شادیت شادی من غصه ات غصه من
قلب من خانه تو قلب تو خانه من

روی آن شیشه تبدار تو را " ها " کردم
اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم
حرف با برف زدم سوززمستانی را
با بخار نفسم وصل به گرما کردم
شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
عرق سردی به پیشانی آن شیشه نشست
تا به امید ورود تو دهان وا کردم
در هوای نفسم گم شده بودی ای عشق
با سرانگشت تو را گشتم و پیدا کردم
با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
و به عشق تو فرآیند تنفس را هم
جذب اکسیژن چشمان تو معنا کردم
باز با بازدمی اسم تو بر شیشه نشست
من دمم را به امید تو مسیحا کردم
پنجره دفترم امروز شد و شیشه غزل
و من امروز براین شیشه تو را " ها " کردم
آن قدر آه کشیدم که تو این شعر شدی
جای هر واژه ، نفس پشت نفس جا کردم

 

 

 

 


جمعه نهم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

با تو همیشه..

سمیرا
 
 
 ای زندگی من.
ای گل بهار من
آن زمان که غم زندگی من را از متلاشی میکند به تو می اندیشم
.به عظمت دریاها قسم
به آبی آسمانها قسم که دوستت دارم.
ای زندگی من
گل من بگزار در آسمان عشق تو برواز کنم
بگزار هوای عشق تو را در تمام وجودم حس کنم
زندگی زیباست اما با تو در کنار تو به فکر تو
زندگی من امکان بذیر است
نگزار عشقم این چنین خاموش شود که حتی یادگاری از آن باقی نماند.
میدانم که خسته ای از تمام دردهایی که ذره ذره روحت را آب کرد
ولی این را بدان که من همیشه در همه حال در کنارت با یادت و عاشقت هستم.
برای تو
 
 
 

 
 

جمعه نهم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 


پنجشنبه یکم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 

 


پنجشنبه یکم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 

 


پنجشنبه یکم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

عکس عاشقانه

 

 

 


پنجشنبه یکم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 


پنجشنبه یکم مرداد 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

به او بگویید...

 

آری به او بگوئید...

بگوئید که من...

تا ابد در کنارش می مانم...

به او بگوئید که  همیشه به یادش هستم...

به او بگوئید که فقط او را می پرستم...

به او بگوئید که بدون حضورش من هم نخواهم ماند...

به او بگوئید که تمام خاطراتم با یاد اوست...

به او بگوئید که روزی دستانم را به دستانش می رسانم...

 

از طرف علی

 

 

 

 


سه شنبه سی ام تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 


یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 


یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

از وقتی عاشق شدم

فرصت بيشتری پيدا کردم
فرصت بيشتری برای اينکه پرواز کنم و بعد زمين بخورم !
واين عالی است !...
هر کس شانس پروازکردن و به زمين خوردن را ندارد
تو اين شانس را به من بخشيدی

متشکرم ! !


یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

با سلام خدمت دوستان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه .


یکشنبه چهاردهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 


جمعه دوازدهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

        

 

 

گفتی که می بوسم تو را


گفتم تمنا می کنم


گفتی اگر بیند کسی


گفتم که حاشا می کنم


گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟


گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم


گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند


گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم


گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم


گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم


گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟


گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

        


جمعه دوازدهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد

داستان

م

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

داستان

م

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

داستان

م

لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

داستان

م

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شيون مي پردازد

داستان

م

در آخر مطمئن می شود که عشق او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

داستان

م

__________________________________________________________________________________________________________________

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است .


پنجشنبه یازدهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 

 


چهارشنبه دهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من
  ...
همه بغضها و اشكهایت برای من
...
بخند برایم بخند

آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده
 
دوستت دارم ... سمیرا

 

 

 

 

 

 


سه شنبه نهم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

عاشقان


دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

 

 


دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

گل زيباي من

 

 


دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

بدون شرح

 

 


دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط دوستدار قلبت  |

 

 

 

 

 

 

 

RSS 2.0
منبع بهترین كدهاي جاوااسكريپت